|
متال
|
اینم یه کاره دیگه از پینک فلوید که فکر میکنم همه شنیدید Beyond the horizon of the place we lived when we were young آنسوی افق جایی بود که ما در جوانی آنجا زندگی میکردیم در دنیای جاذبه ها واعجاب اندیشه ی ما دایم ول گشتن بدون مرز بود شروع به صدا کردن میکرد ناقوس لشکر همراه با جاده ی طول و دراز و روی آخر گذرگاه آنجا متوقف می شدند وبه زخمشان رسیدگی میکردند انجا به دنبال قدمهای ما شبکه ی سیم خاردارهای کهنه بود فرار میکردیم قبل از اینکه زمان رویاهایمان را ببرد ترک می کنند هزارها هزار مخلوق کوچک و کوشش میکنند تا مارا به زمین متصل کنند نزد یک زندگی تحلیل رفته توسط آرام پوسیدن علف سبز تر بود نور روشناییش بیشتر بور همراه با دوستان محاصره شده شبهای اعجاب انگیز نگاه کن آنسوی خاکستر داغ پل گداخته شده ی پشت سر ما را نگاهی آنی می انداختم که چگونه این رنگ سبز بود در جاهای دیگر قدم رو بسوی جلو بر می داشتم اما رویا دوباره به عقب باز می گذشت کشیده می شدم توسط نیرویی درونی ازجزر و مد بسوی بالای بلندی همراه پرچمی که می افراشتم ما توانایی داشتیم گیج بخوریم بر بالای رویای جهان دست و پاگیر شده بودیم برای همه توسط شهوت وجاه طلبیمان اونجا نارضایتی از قحطی ثابت بود چشمان خسته ما مدام در افق فكريمان ولگردي ميكرد به هر حال ما زمان هاي بسياري را در آخر اين جاده گذرانديم علف سبز تر بود نور روشناییش بیشتر بور مزه شيرين تر بود شبهای اعجاب انگیز همراه با دوستان محاصره شده طلوع آفتاب غبار آلود و سرخ بوذ آب جاري و لبريز بود رودخانه اي بي پايان بود
High Hopes (pink floyd)
In a world of magnets and miracles
Our thoughts strayed constantly and without boundary
The ringing of the division bell had begun
Along the Long Road and on down the Causeway
Do they still meet there by the Cut
There was a ragged band that followed in our footsteps
Running before time took our dreams away
Leaving the myriad small creatures and trying to tie us to the ground
To a life consumed by slow decay
The grass was greener
The light was brighter
With friends surrounded
The nights of wonder
Looking beyond the embers of bridges glowing behind us
To a glimpse of how green it was on the other side
Steps taken forwards but sleepwalking back again
Dragged by the force of some inner tide
At a higher altitude with flag unfurled
We reached the dizzy heights of that dreamed of world
Encumbered forever by desire and ambition
There's a hunger still unsatisfied
Our weary eyes still stray to the horizon
Though down this road we've been so many times
The grass was greener
The light was brighter
The taste was sweeter
The nights of wonder
With friends surrounded
The dawn mist glowing
The water flowing
The endless river
Forever and ever
براي همه و همه
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 13:10 توسط شهاب |
اينم معنيه شاهكار جديد لينكين پارك . معنيش كه به نظر من فوق العاده شده . معنيه اين آهنگ فكر ميكنم خيلي به واقعيت ايران و جهان نزديكه.اين باند واقعا كارهاي عالي قديم خود رو با آلبوم جديد و قوي خودش كامل كرد واز نظر من واقعيت هارو داره خيلي خيلي واضح فرياد ميزنه. Are you lost in your lies تو گم شده اي درون دروغهات آيا تو گفتي كه من تورو درك نكردم پوشش جنگ صليبيه تو جانشيني آزادي همراه با ترس بيم; تو مبادله كردي پول رو در برابر دروغها من از كارهايي كه تو انجام ميدي با خبرم نه!نه غم و اندوه بيشتر من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي) زمان تو تورا داره تعويض ميكنه من رنج را ميبينم . من احتياج را ميبينم من دزدهاودروغ گو ها رو ميبينم . تعويض شدن توان و قدرت رو با حرص و طمع من اميدوار بودم من باور كرده بودم اما من شروع كردم به فكر كردن و ديدم كه دارم فريب مي خورم تو تقاص كار هايي كه انجام دادي رو ميبيني نه!نه غم و اندوه بيشتر من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي( دروغها و ريا كاران (انسانهاي پست) دزدي ها و رياكاران (انسانهاي پست) دزدي ها و رياكاران (انسانهاي پست) نه!نه غم و اندوه بيشتر من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي( زمان تو تورا داره تعويض ميكنه نه!نه غم و اندوه بيشتر من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي( زمان تو تورا داره تعويض ميكنه و زما تو داره تو را پاك ميكنه
Do you tell yourself I don't realize
Your crusade's a disguise
Replace freedom with fear; You trade money for lies
I'm aware of what you've done
No! No more sorrow
I've paid for your mistakes
Your time is borrowed
Your time has come to be replaced!
I see pain, I see need
I see liars and thieves, replace power with greed
I had hope, I believed
But I'm beginning to think that I've been deceived
You will pay for what you've done!
No! No more sorrow
I've paid for your mistakes
Your time is borrowed
Your time has come to be replaced!
زمان تو تورا داره تعويض ميكنه
Lies and hypocrites
Thieves and hypocrites
Thieves and hypocrites!
No! No more sorrow
I've paid for your mistakes
Your time is borrowed
Your time has come to be replaced!
No more sorrow
I've paid for your mistakes
Your time is borrowed
Your time has come to be replaced!
زمان تو تورا داره تعويض ميكنه
Your time has come to be replaced!
Your time has come to be erased!
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 13:7 توسط شهاب |
Bob Dylan Blowin in the wind How many roads must a man walk down چند راه رو بايد يك مرد طي كنه
Before you call him a man? قبل از اينكه مرد صداش كنن
Yes, n how many seas must a white dove sail آري . چند دريا رو فاخته سپيد بايد پرواز كنه
Before she sleeps in the sand? قبل از اينكه در ساحل آرام بگيره
Yes, ’n’ how many times must the cannon balls fly و چند بار توپ جنگي بايد شليك شه
Before they’re forever banned? پيش از اينكه براي هميشه كنار گذاشته بشه
The answer, my friend, is blowin’ in the wind فوت كردن در باد است جواب دوست من
The answer is blowin’ in the wind. جواب فوت كردن در باد است
How many times must a man look up چقدر يه مرد بايد نگاه كنه
Before he can see the sky? تا بتونه آسمون رو ببينه
Yes, ’n’ how many ears must one man have و يه مرد چند تا گوش بايد داشته باشه
Before he can hear people cry? تا بتونه صداي گريه مردمو بشنوه
Yes,& how many deaths will it take till he knows و چقدر مرگ مير بايد بايد بشه تا بفهمه
That too many people have died? كه يه عالمه آدم مرده
The answer, my friend, is blowin’ in the wind فوت كردن در باد است جواب دوست من
The answer is blowin’ in the wind. جواب فوت كردن در باد است
How many years can a mountain exist چند سال يه كوه مي تونه پا برجا باشه
Before it’s washed to the sea? پيش از اينكه دريا بشورتش
Yes, n how many years can some people exist و چند سال بايد مردماني دوام بيارن
Before they’re allowed to be free? پيش از اينكه بهشون اجازه بدن آزاد باشن
Yes,& how many times can a man turn his head و يه مرد چند بار ميتونه روش رو برگردونه
Pretending he just doesn’t see? وانمود كنه كه چيزي نديده
The answer, my friend, is blowin’ in the wind فوت كردن در باد است جواب دوست من
The answer is blowin’ in the wind. جواب فوت كردن در باد است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:52 توسط شهاب |
آيرن ميدن ( ترجمه و نقد) Brave New World [Murray, Harris, Dickinson] Dying swans, twisted wings, قوهاي مرده , بال هاي شكسته Lost my love, lost my life, عشقمو گم كردم , زندگيمو از دست دادم I have seen many things, من خيلي چيزا رو ديدم Mother love is no more, عشق مادري ديگه تموم شده Wilderness house of pain, منزلگاه برهوت ِ درد Close this mind dull this brain, افكارتو ببند , مغزتو تعطيل كن What you see is not real, مي بيني واقعي نيس اونچه All is lost, sold your souls همه چي از دست رفت , روحتو بفروش A brave new world, يه دنياي نوين زيبا A brave new world, يه دنياي نوين زيبا Dragon kings , dying queens, شاه هاي اژدها وار , ملكه هاي ميرا Lost my life lost my dreams, زندگيمو باختم رويا هامو از دست دادم Silent screams laughing here, فرياد هاي ساكت اينجا قهقهه ميزنن You are planned and you are damned تو برنامه ريزي شده اي , تو نفرين شدي Dying swans twisted wings, قوهاي مرده , بال هاي شكسته ترانه از آلبومي به همين نام در سال 2000 منتشر شده . و مال بروس ديكينسون و استيو هريس است . پيدايش ترانه مربوط به برداشت گروه از داستاني به همين نام از نويسنده اي به نامAldus Huxley هست . اين داستان در ايران نيز ترجمه و چاپ شده و حتي از روي آن فيلم هايي ساخته شده . ترانه برداشتي آزاد از اين داستان است . اما در اينجا اشاره اي كوتاه به داستان ميكنم . داستان حكايت جواني است كه دقيقاً از پشت كوه مي آد تو شهر ! اين مكان نمادي از دنياي ما است . در داستان هايي مانند 1984 فضا بسيار پر اختناق و سياه است اما اينجا همه چي گل و بلبل است ! همه به تكنولوژي و اطلاعات دسترسي دارند و خلاصه همه چي براي بشر مهيا است . پيش بيني كه هاكسلي در اين داستان كرد در عصر ما كاملاً درست در آمد . همه ما به همه چي دسترسي داريم اما مغزهايمان كاملاً بسته است . ! اتفاقاتي كه در ترانه ( و داستان ) مي افتد كاملاً در زندگي ما مشهود است ! انسان موجودي سرمست است كه كاملاً در دنيا نوين خود غرق شده ! سرگرم شده ! برنامه ريزي شده و نفرين گشته ! در انتهاي داستان جوان عطاي دنيا زيبا و جديد را به لقائش مي بخشد و ميره به همون جاي قبليش ! همون طور كه آخر ترانه مي بينيد ( اين بدبخت ُ ببريد خونه ) ترانه در عين حال كه وابسته به يك داستان است , كاملاً براي خود شخصيت دارد . خود من تا مدت ها نمي دانستم كه اين ترانه از كجا سرچشمه گرفته . موسيقي هوي متال گروه آيرن ميدن هميشه قابل ستايش است . اين آهنگ يكي از زيباترين كارهاي گروه است . مثل بسياري از كارهاي گروه تغيير ريتم روند موسيقي رو متحول ميكنه و با اوج گرفتن ترانه در بند دوم , موسيقي نيز اوج مي گيرد .
beauty not needed here اينجا به زيبايي نيازي نيس
in this garden of fear تو اين باغ ترسناك
in a lifetime alone تو خلوت عمرم
bring this savage back home اين ياغي رو به خونه برگردونيد
makes no sense of it all ديگه هيچ حسي نداره
Messiah before his fall مسيح قبل ِ سقوط
those who know will not tell اونيم كه ميدونه چيزي نميگه
to this brave new world به اين دنياي نوين زيبا
in a brave new world تو يه دنياي نوين زيبا
in a brave new world تو يه دنياي نوين زيبا
where is salvation now حالا راه نجات كجاست ؟
rip the bones from my flesh استخونارو از گوشتم بيرون بكش
dying to tell you the truth ميميرن تا به تو حقيقت ُ بگن
in this brave new world در اين دنياي زيباي نوين
bring this savage back home اين ياغي رو به خونه برگردونيد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:50 توسط شهاب |
Song : Inside job Lyrics : Eddy Vedder Group : Album : Compose : Gossard , Vedder , Ament Underneath this smile Lies everything پشت اين لبخند همه چي دروغ ميگه not to shut doors on the past نه اينكه درهارو به روي گذشته ببندم 
All my hopes, anger, pride and shame تمام آرزوهام , خشم , غرور و خجالتم
Make myself a pact, با خودم عهدي مي بندم
Just for today, I am free فقط براي امروز , من آزادم
I will not lose my faith من ايمانم رو از دست نخواهم داد
It's an inside job today اين امروز برام يه كار دروني اِ
I know this one thing well من اين يه چيزُ خوب مي دونم
I used to try and kill love, هميشه خواستم عشقُ بكشم
it was the highest sin اين بزرگترين گناه بود
Breathing insecurity out and in بي اعتماديُ دم و بازدم كردم
Searching hope, I'm shown the way to run straight در جستجوي اميد , راه مستقيم دويدنُ نشون خواهم داد
Pursuing the greater way for all, human light دنبال راهي بزرگتر واسه همه , نور انساني
How I choose to feel, is how I am اونجور كه انتخاب كردم حس كنم , همونيه كه هستم
How I choose to feel, is how I am اونجور كه انتخاب كردم حس كنم , همونيه كه هستم
I will not lose my faith من ايمانم رو از دست نخواهم داد
It's an inside job today اين امروز برام يه كار دروني اِ
Holding on, the light of the night دوام ميارم , نور شب
On my knees to rise and fix my broken soul روي زانوهام تا بلند شم ُ روح شكستمو ترميم كنم
Again دوباره
Let me run into the rain بذار تو بارون بدوم
To be a human light again تا يه نور انساني باشم
Let me run into the rain بذار تو بارون بدوم
To shine a human light today تا امروز يه نور ِ انساني ساطع كنم
Life comes from within your heart and desire زندگي از ميون قلب و آرزو تو مي آد
Life comes from within my heart and desire زندگي از ميون قلب و آرزو من مي آد
Life comes from within you heart and desire زندگي از ميون تو و قلب و آرزو مي آد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:45 توسط شهاب |
Song :Starlight Group : Muse Album : Black hole & Revelations (2006) Far away دور دست Hold you in my arms تو را در آغوش خواهم گرفت Far away دور دست Our hopes and expectations آرزوهايمان و تمناهايمان Our hopes and expectations آرزوهايمان و تمناهايمان Hold you in my arms تو را در آغوش خواهم گرفت
The ship is taking me far away اين كشتي دارد مرا به دوردست مي برد
Far away from the memories دور از خاطرات مردماني كه
Of the people who care if I live or die اهميت مي دهند , به مرده يا زنده ام
Starlight نور ستاره
I will be chasing a starlight من نور ستاره اي را دنبال خواهم كرد
Until the end of my life تا پايان زندگانيم
I don't know if it's worth it anymore من نمي دانم كه آيا ارزشش را دارد
And hold you in my arms و تو را در آغوش خواهم گرفت
I just wanted to hold فقط مي خواستم بفشارم
You in my arms تو را در آغوشم
My life زندگيم
You electrify my life تو زندگيم را نوراني كردي
Let's conspire to re-ignite بگذار مقارن شود تا باز آتش گيرد
All the souls that would die just to feel aliveتمام روح هاي ميرا را تا حس كنند زنده بودن را
But I'll never let you go ولي نمي گذارمت كه بروي
If you promise not to fade away اگر قول بدهي كه خاموش نشوي
Never fade away هرگز خاموش نشوي
Our hopes and expectations آرزوهايمان و تمناهايمان
Black holes and revelations سياه چاله ها و رازگشايي ها
Our hopes and expectations آرزوهايمان و تمناهايمان
Black holes and revelations سياه چاله ها و رازگشايي ها
I just wanted to hold فقط مي خواستم بفشارم
You in my arms تو را در آغوشم
The ship is taking me far away اين كشتي دارد مرا به دوردست مي برد
Far away from the memories دور از خاطرات مردماني كه
Of the people who care if I live or die اهميت مي دهند , به مرده يا زنده ام
And I'll never let you go و نمي گذارمت كه بروي
If you promise not to fade away اگر قول بدهي كه خاموش نشوي
Never fade away هرگز خاموش نشوي
Black holes and revelations سياه چاله ها و رازگشايي ها
Yeah
I just wanted to hold فقط مي خواستم بفشارم
You in my arms تو را در آغوشم
I just wanted to hold فقط مي خواستم بفشارم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:36 توسط شهاب |
All alone or in two,s The ones who really love you Walk up and down outside the wall some hand in hand تنها یا دو به دو آنها که به راستی دوستت دارند بیرون دیوار قدم می زنند و برخی دست در دست And some gatherd together in bands The bleeding heart and artists Make their stand. و برخی گرد آمده در گروه ها یی قلبهای خون چکان و هنرمندان بر جای می ایستند. And when they've given you their all Some stagger and fall, after all it's not easy Banging your head against some mad bugger's wall. Isn't this where و آنگاه که همه چیزشان را به تو دادند برخی تلو می خورند و می افتند هر چه باشد آسان نیست کوبیدن سرت به یک دیوار دیوانه ی نابکار آیا این واژه ديوار برای مردمانی كه در دنيای مدرن زندگی می كنند معنايی فراتر از يك تعريف در معماری دارد.در معماری ديوار ساخته سختی است كه با مصالح مختلف بنا مي شود و ميان دو فضا فاصله می اندازد.اما در دنيای مدرن ديوار همچنين به تعريف استعاری نيز نزديك شده است : - ديوار فاصله ای است كه ديگران يا نيروهاي اقتدار ميان ما و آنچه كه می خواهيم می كشند. - ديوار فاصله ای است كه ما ميان خودمان و آنچه دوست نداريم با آن در تماس باشيم می كشيم. - ديوار مجموعه از موانعی است كه به ما تحميل می شود. مفهوم ديوار در آثار ادبی و سياسی و اجتماعی و همچنين در سينما مورد استفاده های فراوان قرار گرفته.در نگاه پينك فلويد و مخصوصا راجر واترز از ديوار با معانی متفاوت و متضاد استفاده شده است. گاه ديوار به معنای مجموعا ای از موانع و محدوديت هاست كه فرد را در تنهايی و انزوا قرار می دهد.در شعر "هی تو!" چنين می خوانيم : "ديوار تا آسمان بلند بود و تلاش او بيهوده رها نمی شد و كرم ها مغز او را می خوردند" در جايی ديگر وقتی مادر پينك (در آلبوم ديوار) فرزندش را به گونه ای حيوانی و با محبتی پر از محدوديت مخاطب قرار می دهد و از فرزندش می خواهد كه تمام امور خود را به مادر بسپارد سوال معصومانه و عاجزانه فرزند را از مادر می شنويم : "مادر!آيا واقعا ديوار بايد اينقدر بلند باشد؟" در اينجا ديوار مجموعا ای از محدوديت هاست كه فرد را محاصره كرده است.در آلبوم ديوار كه بيش از همه آثار پينك فلويد به موضوع ديوار پرداخته شده عوامل متعددی را به عنوان آجرهای ديوار می شنويم.اين عوامل دست در دست هم داده اند تا ديواری از محدوديت ها دور و بر فرد ساخته شود: ۱- بی پناهی فرزند,مرگ پدر و تنهايی كودك بی پدر. ۲- ديواری كه مادر به دليل نوع و شيوه رفتار محدود كننده به دور فرزند می كشد. ۳- ديواری كه معلمان مدرسه با فشارهای فراوان در نظام آموزشی تحميل می كنند. ۴- ديوار ناشی از خلا عاطفی كه به دليل خيانت همسر در زندگی پينك (فيلم ديوار) رخ می دهد. ۵- ديوار ناشی از تفريحات آلوده كننده كه فرد به دور خودش می كشد. برخی از اين ديوارها مطلوب فرد محاصره شده نيست,تا آنجا كه او ملتسمانه می پرسد : "اين ديوار بالاخره بايد دری داشته باشد" (آلبوم ديوار,ترانه محاكمه) اما در جای ديگر خود اوست كه در پی يك بحران رواني تصميم می گيرد به دور خود ديوار بكشد.يكی از اين ديوارها سرگرمی و تفريح است. "براي پر كردن فضاهای خالی چه بايد بكنم؟ چگونه بايد ديوار را كامل كنم؟" در محدوده ديوار مردی تنها احساس بی كسی می كند.او از همانجاست كه فرياد می زند : "آيا آنجا كسی هست؟" سوال به هر پاسخی برسد,چه كسی آن سوی ديوار باشد يا نباشد,ويران كردن ديوار مردی را كه از ديگران به درون خود پناه برده در معرض نگاه ديگران قرار مي دهد.اگرچه انسان در جهان مدرن از وجود ديوارها شكايت می كند اما خود او مجبور است براي گريز از حجم سنگين ديوارها به محدوده ديواری پناه ببرد كه خود ساخته است.به همين دليل است كه پس از آنكه پينك در داستان ديوار محاكمه می شود چنين حكمی براي او صادر مي شود : "نظر به اينكه وحشت خودت را نشان دادی محكومت می كنم تا پيش همه مردم افشا بشوی ديوارش را نابود كنيد" (آلبوم ديوار,ترانه محاكمه) اين زندگی بنا به ضروريات خود مانند "جنگ","استبداد سياسی","فاشيسم","تنهايی","فرد گرايی" و "بحران خانواده" همواره فرد را در مجموعا ای از ديوار ها قرار می دهد و او را به جای آنكه به زندگی و شور و شوق بر انگيزد وادار می كند كه برای حفظ خود ديواری به دور خود بتند.پينك ته مانده اميدواری خود را در پايان فيلم ديوار چنين مويه می كند : "يكی يكی یا دو نفری بعضی دست در دست هم و برخی دسته دسته و گروه گروه آنان كه به راستی دوستت دارند در پشت ديوار از سويی به سويی گام می زنند نازكدلان و هنرمندان پايداری می كنند" (آلبوم ديوار,ترانه آن سوی ديوار) 0oooooh ma 0ooooooh pa Must the show go on? 0oooh pa take me home 0oooh ma let me go اووه مامان اووه بابا آیا نمایش باید ادامه پیدا کند؟ اووه بابا مرا به خانه ببر اووه مامان بگذار بروم There must be some mistake I didn't mean to let them Take away my soul. Am I too old is it too late? لابد اشتباهی شده نمی خواستم بگذارم روحم را بگیرند آیا خیلی پیر شده ام؟ آیا خیلی دیر شده؟ 0ooooh ma 0oooh pa Where has the feeling gone? 0oooh ma 0oooh pa Will I remember the songs? The show must go on اووه مامان اووه بابا احساسم کجا رفته؟ اووه مامان اووه بابا آیا اواز را به یاد خواهم آورد؟ نمایش باید ادامه پیدا کند.
Day after day love turns grey Like the skin of a dying man Night after night we pretend it's all right But I have grown older and You have grown colder and Nothing is very much fun any more روزی پس از روز دیگر عشق خاکستری می شود همچون پوست مردی در حال مرگ شبی پس از شب دیگر وانمود می کنیم همه چیز عادی است اما من پیر تر شده ام و تو سرد تر شده ای و دیگر هیچ چیز خوشی چندانی ندارد And I can feel one of my turns coming on I feel cold as a razor blade Tight as a tourniquet Dry as a funeral drum و من می توانم حس کنم که یکی از نوبت هایم می رسد سرد شده ام مثل لبه ی تیغ سخت مثل شریان بند خشک مثل طبل تشییع جنازه Run to the bedroom In the suitcase on the left You'll find my favorite axe Don't look so frightened This is just a passing phase One of my bad days بدو به اتاق خواب در چمدان سمت چپ تبر محبوبم را پیدا می کنی وحشت نکن این فقط یک حالت گذراست یکی از روزهای بد من است Would you like to watch T.V Or get between the sheets? Or contemplate the silent freeway? Would you like something to eat? Would you like to learn to fly? دوست داری تلویزیون ببینی؟ یا لای ملافه ها بروی؟ یا به بزرگراه خلوت فکر کنی؟ دوست داری چیزی بخوری؟ دوست داری پرواز یاد بگیری؟ Would you like to see me try? Would you like to call the cops? Do you think it's time I stopped? Why are you running away? دوست داری تلاش مرا ببینی؟ دوست داری پلیس را صدا بزنی؟ فکر می کنی وقتش رسیده که بس کنم؟ چرا فرار می کنی؟
getting lonely,getting old can you feel me? اهای تو که ان بیرون توی سرما ایستاده ای تو که داری پیر و تنها میشوی می توانی مرا حس کنی؟ hey you,standing in the aisles with itchy feet and fading smiles can you feel me? اهای تو که در راهرو ایستاده ای با پاهایی که میخارند و لبخندی که محو می شود میتوانی مرا حس کنی؟ hey you, dont help them to bury the light dont give in without a fight. اهای تو کمکشان نکن که روشنایی را دفن کنند بدون جنگیدن تسلیم نشو hey you,out there on your own sitting naked by the phone would you touch me? اهای تو ان بیرون تنها لخت نشسته کنار تلفن مرا لمس میکنی؟ hey you, with you ear against the wall waiting for someone to call out would you touch me? اهای تو با گوشت که به دیوار چسبیده در انتظار کسی که صدا بزند مرا لمس می کنی؟ hey you ,would you help me to carry the stone? اهای تو کمکم می کنی که سنگ را ببرم؟ but it was only a fantasy. the wall was too high, as you can see. اما این فقط یک خیال بود همان طور که می بینید دیوار خیلی بلند بود no matter how he tried he could not break free and the worms ate into his brain. هر چقدر تلاش می کرد رها نمی شد و کرم ها مغزش را می خوردند hey you,standing in the road always doing what you 're told, can you help me اهای تو که در جاده ایستاده ای همیشه هر کاری که بگویند میکنی می توانی کمکم کنی؟ hey you , out there beyond the wall breaking bottles in the hall can you help me? اهای تو که پشت دیواری بطری ها را در تالار می شکنی می توانی کمکم کنی؟ hey you ,don't tell me there is no hope at all together we stand , divided we fallآ اهای تو نگو که امیدی نیست با هم می ایستیم با هم می افتیم.
بیرون دیوار
OUTSIDE THE WALL
جا نبود که...
دیوار( نقد آلبوم)

open your heart,I'm coming home
قلبت را بگشا دارم به خانه می ایم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:25 توسط شهاب |
(Chop Suey) Up, Grab a brush and put a little make up , Wake
برخيز، برس را بردار و قدري خودت را بياراي
The Scars to fude away the shakeup Hide
تا وحشت و اوضاع بهم ريخته ات را بپوشاني
Why,d you leave the Keys Upon the table?
چرا كليدها را روي ميز جا گذاشتي؟
Here you go Create another fable
You Wanted to, Grab a brush and put a little Makeup,
ميخواستي وحشت و اوضاع بهم ريختهات را بپوشاني
***
you Wanted to,
ميخواستي
Why,d you leave the Keys Upon the table, you wanted to.
چرا كليدها را روي جا گذاشتي ميخواستي.
***
I don’ t think you trust , in, my, self righteonu suicide,
فكر نميكنم باور كني، خودكشي مصلحت انديشانهام را
I, cry, When angels deserve die, Die.
من ميگويم وقتي كه فرشتگان مستحق مرگند
***
Father” Father, Father, Father
پدر آسماني، پدر آسماني ، پدر آسماني، پدر آسماني
Father/ into your hands/ I/ commend my spirit,
پدر، روحم را به دستان تو سپردم
Father, into yout hands.
به دستان تو، پدر
Why have you farsaken me,
پس چرا رهايم كردي
In your eyes forsahen me,
در ديدگانت رهايم كردي
In your thoughts forsaken me
در انديشهات رهايم كردي
In your heart forsaken me oh
در قلبت رهايم كرديم آه.
Trust in my self righteons suicide
خودكشي مصلحت انديشانهام را باور كن
I, cry, When angels deserve to die.
وقتي فرشتهها هم مستحق مرگ باشند اشك ميريزم 
+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 21:20 توسط شهاب |
در اینکه آلبوم بلک متالیکا نقطه ی اوج گروه متالیکا در میان مردم بود هیچ شک و شبه ای نیست. پس از آلبوم و عدالت برای همه، گروه متالیکا با افت کیفیت موسیقی خود که در آلبوم های بعدی گروه واضح و آشکارتر است توانست طرفداران بیشتری را برای خود جمع کند به طوریکه در همان سال اول آلبوم بلک چیزی نزدیک به ده میلیون کپی رسمی فروش داشت و این خود یک تامین بسیار قوی و مطمئن برای هر هنرمند است که البته گروه متالیکا استحقاق آنرا نیز داشت. بگذارید همین جا این بحث را تمام کنیم و به سراغ ترانه ی دوست بیچارگی من یا به عبارت اصلی آن my friend of misery برویم و ترجمه ی آنرا با روایتی از سید حبیب گوهری راد با شما قسمت کنیم. پس از مدتنچندان زیادی باز به کوچه های سبز ترانه های جیمز هتفیلد برگشتیم: You just stood there screaming Misery... You still stood there screaming Misery... You just stood there screaming بیچارگی... هنوز آنجا ایستاده ای و فریاد می زنی بیچارگی... تو تنها آنجا ایستاده بودی و فریاد می زدی
Fearing no one was listening to you
They say the empty can rattles the most
The sound of your voice must sooth you
Hearing only what you want to hear
And knowing only what you've heard
You... you're smothered in tragedy
You're out to save the world
You insist that the weight of the world
Should be on your shoulders
Misery...
There's much more to life that what you see
My friend of misery...
No one caring about these words you tell
My friend be for your voice is gone
One man's fun is another's hell
These times are sent to try men's souls
But something's wrong with all you see
You... you'll take it on all yourself
Remember, misery loves company
You insist that the weight of the world
Should be on your shoulders
Misery...
There's much more to life that what you see
My friend of misery...
My friend of misery...
آنجا ایستاده بودی و فریاد می زدی
می ترسیدی که هیچ کس صدایت را نشنود
می گویند قوطی خالی بیشترین صدا را دارد،
پس صدای خودت باید آرامت کند
تو فقط آنچه را که می خواهی بشنوی، می شنوی
و آنچه را که شنیده ای، می دانی
تو سر تا پا در مصیبت فرو رفته ای
و قادر به نجات جهان نیستی
تو اصرار داری که سنگینی مشکلات دنیا را به دوش بکشی
بیچارگی...
در زندگی چیزهایی بیشتر از آنچه می بینی وجود دارد،
دوست بیچارگی من...
هیچکس برای آنچه می گویی ارزش قایل نیست
دوست من قبل از اینکه تو به صدایی دبیایی
شادی انسانی، جهنم و رنج انسانی دیگر بوده است
این لحظات برای آزمودن روح آدمیان فرستاده شده اند
ولی به همه آنچه می بینی باز هم چیزی نادرست است
و تو... تو همه را به تنهایی به دوش می کشی و بیاد داشته باش
بیچارگی، عاشق یکدیگر بودن است
به یادش داشته باش بیچارگی کارخانه ی عشق را
تو اصرار داری که سنگینی مشکلات دنیا را به دوش بکشی
بیچارگی...
در زندگی چیزهایی بیشتر از آنچه می بینی وجود دارد،
دوست بیچارگی من...
دوست و همدم بیچارگی من...
.jpg)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:55 توسط شهاب |
گروه آیرون میدن که اط گروه های اولیه سبک هوی متال است و درچند ماه گذشته آلبوم جدید خود را وارد بازار کرد، خود را به عنوان یکی از قوی ترین و پر طرفدارترین گروههای این سبک معرفی نموده است که در طول سالهای کار خود این ادعا را ثابت کرده است. در این مطلب یکی از کارهای قدیمی گروه را بررسی می کنیم ترانه ای با نام "برق تیغ". ترانه ای که در آلبوم برده قدرت Power slave که در سال 1984 وارد بازار شد، آمده است. بشینیم پای این ترانه و ترجمه ی آن: As a boy chasing Dragons You'll die as you lived The smell of resined leather وقتی که پسر جوانی بودی با شمشیر چوبی ات همانگونه که زیستی خواهی مرد بوی چرم صمغ مالیده، .bmp)
With your wooden sword so mighty,
Your're St.George or you're David
And you always kill the beast.
Time change very quickly
And you had to grow up early,
And house in smoking ruins
And the bodies at your feet
In a flash of blade
In a corner forgotten by no one
You lived for the touch
For the feel of steel
One man and his Honour.
The steely Iron mask,
As you cut and thrust and parried
At the fencing master's call.
He taught you all he ever knew
To fear no mortal man
And now you'll wreak your vengeance
In the screams of evil men.
با شکوه تمام، اژدها را تعقیب می کردی.
تو "سنت جرج" یا "دیوید" بودی
و همیشه آن جانور را می کشتی.
زمان خیلی سریع می گذرد
و تو می بایست هرچه زود تر بزرگ می شدی،
خانه ای در خرابه های سوخته
و بدن ها به زیر پای تو افتاده.
در برق تیر
در گوشه ای که هیچکس فراموش نکرده است.
تو برای آن احساس، زندگی کردی
احساس ناشی از لمس فولاد،
یک مرد و شرف او.
نقاب آهنین به سختی پولاد،
در حالیکه به فرمان استاد شمشیر بازی
می شکافی، هجوم می بری و جاخالی می دهی.
او هر آنچه می دانست تا کنون به تو آموخت
تا از هیچ مرد فانی نترسی،
و اکنون با ضجه های مردان پلید
انتقام خود را می گیری.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:48 توسط شهاب |
ترانه ای که درد عشق را بیان می کند و فراموشی آن را. ترانه ای که تنهایی یک خاطره را فریاد می زند و از دیگران می خواهد که آن خاطره را به یاد بیآورند و با او هم صدا شوند و با او احساس کنند. ترانه ی زیبای ویرا از آلبوم دیوار:
Does anybody here remember Vera Lynn آیا در اینجا کسی "ویرا لین" را به یاد می آورد؟
Remember how she said that
We would meet again
Some sunny day?
Vera!Vera!
What has become of you?
Dose anybody eles in here
Feel the wya I do?
به یاد آر آن دختر کوچک چگونه گفت
دوباره همدیگر را می بینیم
در یک روز آفتابی؟
ویرا! ویرا!
چه بلایی به سرت آمده؟
آیا کس دیگری اینجا هست که مثل من حس کند؟
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:43 توسط شهاب |
war pigs (خوکهای جنگ)
generals gathered in their masses just like witches at black masses evil minds that plot destruction sorcerers of death construction in the fields the bodies burning death and hatred to mankind poisoning their brainwashed minds
politicians hide themselves away they only started the war why should they go out to fight they leave that role to the poor time will tell what's on their power minds making war just for fun treating people just like pawns in chess wait' till their judgment day comes now in darkness world stops turning ashes where the bodies burning no more war pigs got the power
hand of god has struck the hour day of judgment god is calling begging mercy for their sins satan laughing spreads his wings
ژنرال ها در ستاد گرد هم اند همچون جادوگران در آیین شیطانی شان فکر های پلید طراح نابودی سا حران بر پاگر تندیس مرگ در میدان کارزار اجساد می سوزند همچنان که ماشین جنگ به حرکتش ادامه می دهد مرگ و نفرت از نوع بشر مغزهای شستشو یا فته شان را مسموم کرده است سیاستمداران خود را مخفی می کنند آنها تنه آغازگر جنگ اند چرا به جنگ بروند آن کار را به مردمان نگو ن بخت واگذار می کنند زمان هویدا می کند آنچه را که در افکار قدرت طلبشان بود به راه انداختن جنگ تنها برای سرگرمی بکار گرفتن انسانها همچون پیادگان شطرنج به انتظار باش تا رسیدن روز جزایشان اکنون جهان در تاریکی از حرکت باز می ایستد آنجا که اجساد می سوختند جز خاکستر چیزی نمانده خوکهای جنگ دیگر قدرتی ندارند آن زمان که در صور میدمد اسرافیل روز جزا پروردگار است که فرا می خواند و خوکهای جنگ به زانو می خزند طلب ترحم و بخشش می کنند برای گناها نشان و شیطان هست که قهقه سر میدهد و بالهایش را می گشاید black sabbath
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:40 توسط شهاب |
متن شعر آهنگ "نابخشوده۲ " از آلبوم "ری لود" که طرفدارای خیلی زیادی داره که خود من یکی از اونهام. آهنگ شعر و ویدئوی قوی از عوامل موفقیت این کارند . نکته ی جالب اینکه ستاره این ویدئو همان پسر یست که در نابخشوده ۱ هفت سال پیش بازی کرده بود.وقتی یکی از هواداران در باره معنی این آهنگ از هیتفیلد پرسید جواب داد:"هیچ کس را نبخشیدن و در تنهایی تمام شدن" Metallica - Re-load The Unforgiven II Lay beside me, tell me what they've done
| در کنار من دراز بکش و بگو آنها چه کرده اند |
| Speak the words I wanna hear, to make my demons run |
| حرفهايی بزن که دوست دارم بشنوم تا شياطينم را فراری دهم |
| The door is locked now, but it's open if you're true |
| اکنون قفل بر در زده اند اما اگر صداقت داشته باشی برايت گشوده می شود |
| If you can understand the me, than I can understand the you |
| اگر می توانی بفهم مرا تا اينکه من بتوانم درک کنم تو را |
| Lay beside me, under wicked sky |
| در کنار من دراز بکش در زير آسمان سحر انگيز |
| Through black of day, dark of night, we share this pair of lives |
| سياهی روز .تاريکی شب .ما در اين نقيصه شريکيم |
| The door cracks open, but there's no sun shining through |
| در نيمه باز می شود. اما نور خورشيد از بين آن نمی تابد |
| Black heart scarring darker still, but there's no sun shining through |
| قلبهای سياه هنوز بر تاريکيها جراحت وارد می کنند اما نور خورشيد از بين آن نمی تابد |
| No, there's no sun shining through |
| نه نور خورشيد از بين آن نمی تابد |
| No, there's no sun shining |
| نه نور آفتابی نيست |
| What I've felt, what I've known |
| من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟ |
| Turn the pages, turn the stone |
| صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد |
| Behind the door, should I open it for you |
| آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟ |
| What I've felt, what I've known |
| من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟ |
| Sick and tired, I stand alone |
| بيمار و نحيف. تنها ايستاده ام |
| Could you be there, 'cause I'm the one who waits for you |
| آيا می توانی آنجا باشی؟ زيرا من تنها کسی هستم که در انتظار تو هستم |
| Or are you unforgiven too? |
| يا اينکه تو هم نابخشوده هستی؟ |
| Come lay beside me, this won't hurt I swear |
| بيا در کنار من دراز بکش. قسم می خورم که به تو آسيبی نخواهم رساند |
| She loves me not, she loves me still, but she'll never love again |
| او مرا دوست ندارد. او هنوز مرا دوست دارد. اما ديگر او هرگز دوست نخواهد داشت |
| She lay beside me, but she'll be there when I'm gone |
| او در کنار من دراز کشيد. اما هرگاه من بروم او آنجا خواهد بود |
| Black heart scarring darker still, yes she'll be there when I'm gone |
| قلبهای سياه هنوز بر تاريکيها جراحت وارد می کنند. آری هرگاه من بروم او آنجا خواهد بود |
| Yes, she'll be there when I'm gone |
| آری هرگاه من بروم او آنجا خواهد بود |
| Dead sure she'll be there |
| مطمئن مطمئنم که او آنجا خواهد بود |
| What I've felt, what I've known |
| من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟ |
| Turn the pages, turn the stone |
| صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد |
| Behind the door, should I open it for you |
| آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟ |
| What I've felt, what I've known |
| من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟ |
| Sick and tired, I stand alone |
| بيمار و نحيف. تنها ايستاده ام |
| Could you be there, 'cause I'm the one who waits for you |
| آيا می توانی آنجا باشی؟ زيرا من تنها کسی هستم که در انتظار تو هستم |
| Or are you unforgiven too? |
| يا اينکه تو هم نابخشوده هستی؟ |
| Lay beside me, tell me what I've done |
| در کنار من دراز بکش و بگو من چه کرده ام؟ |
| The door is closed, so are your eyes |
| در بسته است. چشمان تو هم بسته اند |
| But now I see the sun, now I see the sun |
| ولی حالا من آفتاب را می بينم. حالا من آفتاب را می بينم |
| Yes now I see it |
| آری حالا من آن را می بينم |
| What I've felt, what I've known |
| من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟ |
| Turn the pages, turn the stone |
| صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد |
| Behind the door, should I open it for you |
| آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟ |
| What I've felt, what I've known |
| من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟ |
| So sick and tired, I stand alone |
| بيمار و نحيف. تنها ايستاده ام |
| Could you be there, 'cause I'm the one who waits, |
| آيا می توانی آنجا باشی؟ زيرا من تنها کسی هستم که منتظرم |
| The one who waits for you |
| تنها کسی هستم که در انتظار تو هستم |
| Oh what I've felt, what I've known |
| آه من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟ |
| Turn the pages, turn the stone |
| صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد |
| Behind the door, should I open it for you (So I dub thee unforgiven) |
| آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟ |
| Oh, what I've felt |
| آه من چه حس کرده ام؟ |
| Oh, what I've known |
| آه من چه فهميده ام؟ |
| I take this key (never free) |
| من کليد را بر می دارم |
| And I bury it (never me) in you |
| و تو را مدفون می کنم |
| Because you're unforgiven too |
| برای اينکه تو هم نابخشوده هستی |
| Never free |
| آزادی هرگز |
| Never me |
| برای من هرگز |
| 'Cause you're unforgiven too |
| زيرا تو هم نابخشوده هستی |
| Oh |
| آه |
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:8 توسط شهاب |
*msn JavaScript Codes *رنگ