تبليغاتX
متال مستر

اینم یه کاره دیگه از پینک فلوید که فکر میکنم همه شنیدید
High Hopes (pink floyd)

Beyond the horizon of the place we lived when we were young

آنسوی افق جایی بود که ما در جوانی آنجا زندگی میکردیم
In a world of magnets and miracles

 در دنیای جاذبه ها واعجاب
Our thoughts strayed constantly and without boundary

اندیشه ی ما دایم ول گشتن بدون مرز بود
The ringing of the division bell had begun

شروع به صدا کردن میکرد ناقوس لشکر

Along the Long Road and on down the Causeway

همراه با جاده ی طول و دراز و روی آخر گذرگاه
Do they still meet there by the Cut

آنجا متوقف می شدند وبه زخمشان رسیدگی میکردند

There was a ragged band that followed in our footsteps

انجا به دنبال قدمهای ما شبکه ی سیم خاردارهای کهنه بود
Running before time took our dreams away

فرار میکردیم قبل از اینکه زمان رویاهایمان را ببرد
Leaving the myriad small creatures and trying to tie us to the ground

ترک می کنند هزارها هزار مخلوق کوچک و کوشش میکنند تا مارا به زمین متصل کنند
To a life consumed by slow decay

نزد یک زندگی تحلیل رفته توسط آرام پوسیدن

The grass was greener

علف سبز تر بود
The light was brighter

نور روشناییش بیشتر بور
With friends surrounded

همراه با دوستان محاصره شده
The nights of wonder

شبهای اعجاب انگیز

Looking beyond the embers of bridges glowing behind us

نگاه کن آنسوی خاکستر داغ پل گداخته شده ی پشت سر ما را
To a glimpse of how green it was on the other side

نگاهی آنی می انداختم که چگونه این رنگ سبز بود در جاهای دیگر
Steps taken forwards but sleepwalking back again

قدم رو بسوی جلو بر می داشتم اما رویا دوباره به عقب باز می گذشت
Dragged by the force of some inner tide

کشیده می شدم توسط نیرویی درونی ازجزر و مد

At a higher altitude with flag unfurled

بسوی بالای بلندی همراه پرچمی که می افراشتم
We reached the dizzy heights of that dreamed of world

ما توانایی داشتیم گیج بخوریم بر بالای رویای جهان

Encumbered forever by desire and ambition

دست و پاگیر شده بودیم برای همه توسط شهوت وجاه طلبیمان


There's a hunger still unsatisfied

اونجا نارضایتی از قحطی ثابت بود
Our weary eyes still stray to the horizon

چشمان خسته ما مدام در افق فكريمان ولگردي ميكرد
Though down this road we've been so many times

به هر حال ما زمان هاي بسياري را در آخر اين جاده گذرانديم

The grass was greener

علف سبز تر بود
The light was brighter

نور روشناییش بیشتر بور
The taste was sweeter

مزه شيرين تر بود
The nights of wonder

شبهای اعجاب انگیز
With friends surrounded

همراه با دوستان محاصره شده
The dawn mist glowing

طلوع آفتاب غبار آلود و سرخ بوذ
The water flowing

آب جاري و لبريز بود
The endless river

رودخانه اي بي پايان بود

Forever and ever
براي همه و همه

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 13:10 توسط شهاب |


اينم معنيه شاهكار جديد لينكين پارك . معنيش كه به نظر من فوق العاده شده . معنيه اين آهنگ فكر ميكنم خيلي به واقعيت ايران و جهان نزديكه.اين باند واقعا كارهاي عالي قديم خود رو با آلبوم جديد و قوي خودش كامل كرد واز نظر من واقعيت هارو داره خيلي خيلي واضح فرياد ميزنه.

 

 

 

 

 

Are you lost in your lies

تو گم شده اي درون دروغهات
Do you tell yourself I don't realize

آيا تو گفتي كه من تورو درك نكردم
Your crusade's a disguise

پوشش جنگ صليبيه تو
Replace freedom with fear; You trade money for lies

جانشيني آزادي همراه با ترس بيم; تو مبادله كردي پول رو در برابر دروغها

I'm aware of what you've done

من از كارهايي كه تو انجام ميدي با خبرم

No! No more sorrow

نه!نه غم و اندوه بيشتر
I've paid for your mistakes

من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو
Your time is borrowed

زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي)
Your time has come to be replaced!

زمان تو تورا داره تعويض ميكنه

I see pain, I see need

من رنج را ميبينم . من احتياج را ميبينم
I see liars and thieves, replace power with greed

من دزدهاودروغ گو ها رو ميبينم . تعويض شدن توان و قدرت رو با حرص و طمع
I had hope, I believed

من اميدوار بودم من باور كرده بودم
But I'm beginning to think that I've been deceived

اما من شروع كردم به فكر كردن و ديدم كه دارم فريب مي خورم

You will pay for what you've done!

تو تقاص كار هايي كه انجام دادي رو ميبيني

No! No more sorrow

نه!نه غم و اندوه بيشتر
I've paid for your mistakes

من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو
Your time is borrowed

زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي(
Your time has come to be replaced!
زمان تو تورا داره تعويض ميكنه


Lies and hypocrites

دروغها و ريا كاران (انسانهاي پست)
Thieves and hypocrites

دزدي ها و رياكاران (انسانهاي پست)
Thieves and hypocrites!

دزدي ها و رياكاران (انسانهاي پست)

No! No more sorrow

نه!نه غم و اندوه بيشتر
I've paid for your mistakes

من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو
Your time is borrowed

زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي(
Your time has come to be replaced!

زمان تو تورا داره تعويض ميكنه
No more sorrow

نه!نه غم و اندوه بيشتر
I've paid for your mistakes

من پرداخت كردم (چيزي را) براي خطاهاي تو
Your time is borrowed

زمان تو قرضي است (تو بيش از حد ماندگار شدي(
Your time has come to be replaced!
زمان تو تورا داره تعويض ميكنه
Your time has come to be replaced!

زمان تو تورا داره تعويض ميكنه
Your time has come to be erased!

و زما تو داره تو را پاك ميكنه

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 13:7 توسط شهاب |


Bob Dylan        Blowin in the wind       

 

How many roads must a man walk down      چند راه رو بايد يك مرد طي كنه
Before you call him a man?               قبل از اينكه مرد صداش كنن  
Yes, n how many seas must a white dove sail آري . چند دريا رو فاخته سپيد بايد پرواز كنه  
Before she sleeps in the sand?              قبل از اينكه در ساحل آرام بگيره
Yes, ’n’ how many times must the cannon balls fly  و چند بار توپ جنگي بايد شليك شه
 
Before they’re forever banned?            پيش از اينكه براي هميشه كنار گذاشته بشه
The answer, my friend, is blowin’ in the wind  فوت كردن در باد است  جواب دوست من
The answer is blowin’ in the wind.             جواب فوت كردن در باد است

How many times must a man look up           چقدر  يه مرد بايد نگاه كنه   
Before he can see the sky?                       تا بتونه آسمون رو ببينه
Yes, ’n’ how many ears must one man have       و يه مرد چند تا گوش بايد داشته باشه 
Before he can hear people cry?             تا بتونه صداي گريه مردمو بشنوه
Yes,&  how many deaths will it take till he knows  و چقدر مرگ مير بايد بايد  بشه تا بفهمه
That too many people have died?                        كه يه عالمه آدم مرده
The answer, my friend, is blowin’ in the wind فوت كردن در باد است  جواب دوست من
The answer is blowin’ in the wind.       جواب فوت كردن در باد است

How many years can a mountain exist       چند سال يه كوه مي تونه پا برجا باشه       
Before it’s washed to the sea?                      پيش از اينكه دريا بشورتش
Yes, n how many years can some people exist    و چند سال بايد مردماني دوام بيارن
Before they’re allowed to be free?       پيش از اينكه بهشون اجازه بدن آزاد باشن
Yes,& how many times can a man turn his head و يه مرد چند بار ميتونه روش رو برگردونه
Pretending he just doesn’t see?                              وانمود كنه كه چيزي نديده
The answer, my friend, is blowin’ in the wind  فوت كردن در باد است  جواب دوست من
The answer is blowin’ in the wind.                        جواب فوت كردن در باد است

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:52 توسط شهاب |


آيرن ميدن (  ترجمه و نقد) 

 

 

Brave New World

 

[Murray, Harris, Dickinson]

 

Dying swans, twisted wings,         قوهاي مرده , بال هاي شكسته
beauty not needed here     اينجا به زيبايي نيازي نيس                  

Lost my love, lost my life,     عشقمو  گم كردم , زندگيمو از دست دادم    
 in this garden of fear         تو اين باغ ترسناك                

I have seen many things,  من خيلي چيزا رو ديدم                
in a lifetime alone      تو خلوت عمرم                             

Mother love is no more,     عشق مادري ديگه تموم شده               
bring this savage back home       اين ياغي رو به خونه برگردونيد

 

Wilderness house of pain,           منزلگاه  برهوت ِ درد
 makes no sense of it all        ديگه هيچ حسي نداره    

Close this mind dull this brain,   افكارتو ببند , مغزتو تعطيل كن    
 Messiah before his fall         مسيح  قبل ِ سقوط            

What you see is not real,                مي بيني     واقعي نيس اونچه
those who know will not tell  اونيم كه ميدونه چيزي نميگه         

All is lost, sold your souls      همه چي از دست رفت , روحتو بفروش
to this brave new world         به اين دنياي نوين زيبا            

 

A brave new world,        يه دنياي نوين زيبا   
 in a brave new world     تو يه دنياي نوين زيبا   

A brave new world,       يه دنياي نوين زيبا   
 in a brave new world     تو يه دنياي نوين زيبا   

 

Dragon kings , dying queens,  شاه هاي اژدها وار , ملكه هاي ميرا
 where is salvation now         حالا راه نجات كجاست ؟

Lost my life lost my dreams,     زندگيمو باختم    رويا هامو از دست دادم 
 rip the bones from my flesh      استخونارو از گوشتم بيرون بكش   

Silent screams laughing here,      فرياد هاي ساكت      اينجا قهقهه ميزنن 
 dying to tell you the truth          ميميرن تا به تو حقيقت ُ بگن     

You are planned and you are damned    تو برنامه ريزي شده اي  , تو نفرين شدي
in this brave new world          در اين دنياي زيباي نوين                 

 

 

Dying swans twisted wings,            قوهاي مرده , بال هاي شكسته   
bring this savage back home          اين ياغي رو به خونه برگردونيد

 

ترانه از آلبومي به همين نام در سال 2000 منتشر شده . و مال بروس ديكينسون و استيو هريس است .

پيدايش ترانه مربوط به برداشت گروه از داستاني به همين نام از نويسنده اي به نامAldus Huxley  هست . اين داستان در ايران نيز ترجمه و چاپ شده و حتي از روي آن فيلم هايي ساخته شده .

ترانه برداشتي آزاد از اين داستان است . اما در اينجا اشاره اي كوتاه به داستان ميكنم .

داستان حكايت جواني است كه دقيقاً از پشت كوه مي آد تو شهر ! اين مكان نمادي از دنياي ما است . در داستان هايي مانند 1984 فضا بسيار پر اختناق و سياه است اما اينجا همه چي گل و بلبل است ! همه به تكنولوژي و اطلاعات دسترسي دارند و خلاصه همه چي براي بشر مهيا است . پيش بيني كه هاكسلي در اين داستان كرد در عصر ما كاملاً درست در آمد .

همه ما به همه چي دسترسي داريم اما مغزهايمان كاملاً بسته است . ! اتفاقاتي كه در ترانه ( و داستان ) مي افتد كاملاً در زندگي ما مشهود است !

انسان موجودي سرمست است كه كاملاً در دنيا نوين خود غرق شده ! سرگرم شده ! برنامه ريزي شده و نفرين گشته !

در انتهاي داستان جوان عطاي دنيا زيبا و جديد را به لقائش مي بخشد  و ميره به همون جاي قبليش ! همون طور كه آخر ترانه مي بينيد ( اين بدبخت ُ ببريد خونه )

ترانه در عين حال كه وابسته به يك داستان است , كاملاً براي خود شخصيت دارد . خود من تا مدت ها نمي دانستم كه اين ترانه از كجا سرچشمه گرفته .

موسيقي هوي متال گروه آيرن ميدن هميشه قابل ستايش است . اين آهنگ يكي از زيباترين كارهاي گروه است . مثل بسياري از كارهاي گروه تغيير ريتم  روند موسيقي رو متحول ميكنه و با اوج گرفتن ترانه در بند دوم , موسيقي نيز اوج مي گيرد .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:50 توسط شهاب |


Song : Inside job

Lyrics : Eddy Vedder

Group : Pearl jamPearl jam

Album : Pearl jam (2006)

Compose :  Gossard , Vedder , Ament

 

 

Underneath this smile Lies everything        پشت اين لبخند همه چي دروغ ميگه
All my hopes, anger, pride and shame       تمام آرزوهام , خشم , غرور و خجالتم  

Make myself a pact,           با خودم عهدي مي بندم                      

 not to shut doors on the past    نه اينكه درهارو به روي گذشته ببندم    
Just for today,  I am free    فقط براي امروز , من آزادم                     

I will not lose my faith             من ايمانم رو از دست نخواهم داد         
It's an inside job today            اين امروز برام يه كار دروني اِ           
I know this one thing well            من اين يه چيزُ خوب مي دونم       

I used to try and kill love,             هميشه خواستم عشقُ بكشم        
 it was the highest sin         اين بزرگترين گناه بود                  
Breathing insecurity out and in       بي اعتماديُ دم و بازدم كردم   

Searching hope, I'm shown the way to run straight   در جستجوي اميد , راه مستقيم دويدنُ  نشون خواهم داد
Pursuing the greater way for all,  human light دنبال راهي بزرگتر واسه همه , نور انساني

How I choose to feel,  is how I am    اونجور كه انتخاب كردم حس كنم , همونيه كه هستم
How I choose to feel, is how I am      اونجور كه انتخاب كردم حس كنم , همونيه كه هستم

I will not lose my faith    من ايمانم رو از دست نخواهم داد         
It's an inside job today           اين امروز برام يه كار دروني اِ    

Holding on, the light of the night      دوام ميارم ,  نور شب     
On my knees to rise and fix my broken soul روي زانوهام تا بلند شم ُ روح شكستمو ترميم كنم
Again                        دوباره

Let me run into the rain              بذار تو بارون بدوم
To be a human light again    تا يه نور انساني باشم     

Let me run into the rain            بذار تو بارون بدوم
To shine a human light today     تا امروز يه  نور ِ انساني  ساطع كنم 

Life comes from within your heart and desire   زندگي از ميون قلب و آرزو تو مي آد
Life comes from within my heart and desire    زندگي از ميون قلب و آرزو من مي آد
Life comes from within you heart and desire  زندگي از ميون تو و  قلب و آرزو مي آد

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:45 توسط شهاب |


Song :Starlight Muse

Group : Muse

Album : Black hole & Revelations  (2006)

 

Far away                                                    دور دست
The ship is taking me far away   
اين كشتي دارد مرا به دوردست مي برد
Far away from the memories           
دور از خاطرات مردماني كه 
Of the people who care if I live or die  
اهميت مي دهند , به مرده يا زنده ام

Starlight                            
نور ستاره
I will be chasing a starlight      
من نور ستاره اي را دنبال خواهم كرد
Until the end of my life            
تا پايان زندگانيم      
I don't know if it's worth it anymore  
من نمي دانم كه آيا ارزشش را دارد

And hold you in my arms     
و تو را در آغوش خواهم گرفت
I just wanted to hold      
فقط  مي خواستم بفشارم        
You in my arms            
تو را در آغوشم            

My life                 
                        
زندگيم
You electrify my life              
تو زندگيم  را نوراني كردي
Let's conspire to re-ignite  
بگذار مقارن  شود تا باز آتش گيرد
All the souls that would die just to feel alive
تمام روح هاي ميرا را تا حس كنند زنده بودن را

But I'll never let you go   
ولي نمي گذارمت كه بروي  
If you promise not to fade away    
اگر قول بدهي كه خاموش نشوي
Never fade away             
هرگز خاموش نشوي

Our hopes and expectations       
آرزوهايمان و تمناهايمان
Black holes and revelations        
سياه چاله ها  و  رازگشايي ها
Our hopes and expectations          
آرزوهايمان و تمناهايمان
Black holes and revelations          
سياه چاله ها  و  رازگشايي ها

Hold you in my arms                    تو را در آغوش خواهم گرفت
I just wanted to hold      
فقط مي خواستم بفشارم        
You in my arms            
تو را در آغوشم            

Far away                                                    دور دست
The ship is taking me far away   
اين كشتي دارد مرا به دوردست مي برد
Far away from the memories           
دور از خاطرات مردماني كه 
Of the people who care if I live or die  
اهميت مي دهند , به مرده يا زنده ام
 
And I'll never let you go   
و  نمي گذارمت كه بروي  
If you promise not to fade away    
اگر قول بدهي كه خاموش نشوي
Never fade away             
هرگز خاموش نشوي

Our hopes and expectations        آرزوهايمان و تمناهايمان
Black holes and revelations        
سياه چاله ها  و  رازگشايي ها
Yeah

Our hopes and expectations           آرزوهايمان و تمناهايمان

Hold you in my arms                تو را در آغوش خواهم گرفت
I just wanted to hold      
فقط مي خواستم بفشارم        
You in my arms            
تو را در آغوشم            

I just wanted to hold                   
فقط مي خواستم بفشارم  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:36 توسط شهاب |


انم چند تا شعر از گروه مهشره/ پینک فلوید حتما خوشتون میاد

بیرون دیوار

OUTSIDE THE WALL

All alone or in two,s

The ones who really love you

Walk up and down  outside the wall

some hand in hand

تنها یا دو به دو

آنها که به راستی دوستت دارند

بیرون دیوار قدم می زنند

و برخی دست در دست

And some gatherd together in bands

The bleeding heart and artists

Make their stand.

و برخی گرد آمده در گروه ها یی

قلبهای خون چکان و هنرمندان

بر جای می ایستند.

And when they've given you their all

Some stagger and fall, after all it's not easy

Banging your head against some mad bugger's wall.

Isn't this where

و آنگاه که همه چیزشان را به تو دادند

برخی تلو می خورند و می افتند  هر چه باشد آسان نیست

کوبیدن سرت به یک دیوار دیوانه ی نابکار

آیا این
جا نبود که...


      دیوار( نقد آلبوم)

 

واژه ديوار برای مردمانی كه در دنيای مدرن زندگی می كنند معنايی فراتر از يك تعريف در معماری دارد.در معماری ديوار ساخته سختی است كه با مصالح مختلف بنا مي شود و ميان دو فضا فاصله می اندازد.اما در دنيای مدرن ديوار همچنين به تعريف استعاری نيز نزديك شده است :

- ديوار فاصله ای است كه ديگران يا نيروهاي اقتدار ميان ما و آنچه كه می خواهيم می كشند.

- ديوار فاصله ای است كه ما ميان خودمان و آنچه دوست نداريم با آن در تماس باشيم می كشيم.

- ديوار مجموعه از موانعی است كه به ما تحميل می شود.

مفهوم ديوار در آثار ادبی و سياسی و اجتماعی و همچنين در سينما مورد استفاده های فراوان قرار گرفته.در نگاه پينك فلويد و مخصوصا راجر واترز از ديوار با معانی متفاوت و متضاد استفاده شده است.

گاه ديوار به معنای مجموعا ای از موانع و محدوديت هاست كه فرد را در تنهايی و انزوا قرار می دهد.در شعر "هی تو!" چنين می خوانيم :

 

"ديوار تا آسمان بلند بود

و تلاش او بيهوده

رها نمی شد

و كرم ها مغز او را می خوردند"

 

در جايی ديگر وقتی مادر پينك (در آلبوم ديوار) فرزندش را به گونه ای حيوانی و با محبتی پر از محدوديت مخاطب قرار می دهد و از فرزندش می خواهد كه تمام امور خود را به مادر بسپارد سوال معصومانه و عاجزانه فرزند را از مادر می شنويم :

 

"مادر!آيا واقعا ديوار بايد اينقدر بلند باشد؟"

 

در اينجا ديوار مجموعا ای از محدوديت هاست كه فرد را محاصره كرده است.در آلبوم ديوار كه بيش از همه آثار پينك فلويد به موضوع ديوار پرداخته شده عوامل متعددی را به عنوان آجرهای ديوار می شنويم.اين عوامل دست در دست هم داده اند تا ديواری از محدوديت ها دور و بر فرد ساخته شود:

۱- بی پناهی فرزند,مرگ پدر و تنهايی كودك بی پدر.

۲- ديواری كه مادر به دليل نوع و شيوه رفتار محدود كننده به دور فرزند می كشد.

۳- ديواری كه معلمان مدرسه با فشارهای فراوان در نظام آموزشی تحميل می كنند.

۴- ديوار ناشی از خلا عاطفی كه به دليل خيانت همسر در زندگی پينك (فيلم ديوار) رخ می دهد.

۵- ديوار ناشی از تفريحات آلوده كننده كه فرد به دور خودش می كشد.

برخی از اين ديوارها مطلوب فرد محاصره شده نيست,تا آنجا كه او ملتسمانه می پرسد :

 

"اين ديوار بالاخره بايد دری داشته باشد"

                                        (آلبوم ديوار,ترانه محاكمه)

 

اما در جای ديگر خود اوست كه در پی يك بحران رواني تصميم می گيرد به دور خود ديوار بكشد.يكی از اين ديوارها سرگرمی و تفريح است.

 

"براي پر كردن فضاهای خالی

چه بايد بكنم؟

چگونه بايد ديوار را كامل كنم؟"

 

در محدوده ديوار مردی تنها احساس بی كسی می كند.او از همانجاست كه فرياد می زند :

 

 "آيا آنجا كسی هست؟"

 

سوال به هر پاسخی برسد,چه كسی آن سوی ديوار باشد يا نباشد,ويران كردن ديوار مردی را كه از ديگران به درون خود پناه برده در معرض نگاه ديگران قرار مي دهد.اگرچه انسان در جهان مدرن از وجود ديوارها شكايت می كند اما خود او مجبور است براي گريز از حجم سنگين ديوارها به محدوده ديواری پناه ببرد كه خود ساخته است.به همين دليل است كه پس از آنكه پينك در داستان ديوار محاكمه می شود چنين حكمی براي او صادر مي شود :

 

"نظر به اينكه وحشت خودت را نشان دادی

محكومت می كنم

تا پيش همه مردم افشا بشوی

ديوارش را نابود كنيد"

                                        (آلبوم ديوار,ترانه محاكمه)

 

اين زندگی بنا به ضروريات خود مانند "جنگ","استبداد سياسی","فاشيسم","تنهايی","فرد گرايی" و "بحران خانواده" همواره فرد را در مجموعا ای از ديوار ها قرار می دهد و او را به جای آنكه به زندگی و شور و شوق بر انگيزد وادار می كند كه برای حفظ خود ديواری به دور خود بتند.پينك ته مانده اميدواری خود را در پايان فيلم ديوار چنين مويه می كند :

 

"يكی يكی یا دو نفری

بعضی دست در دست هم

و برخی دسته دسته و گروه گروه

آنان كه به راستی دوستت دارند

در پشت ديوار

از سويی به سويی گام می زنند

نازكدلان و هنرمندان

پايداری می كنند"

                                       (آلبوم ديوار,ترانه آن سوی ديوار)  


THE SHOW MUST GO On

 0oooooh ma  0ooooooh pa

Must the show go on?

0oooh pa take me home

0oooh ma let me go

اووه مامان   اووه بابا

آیا نمایش باید ادامه پیدا کند؟

اووه بابا مرا به خانه ببر

اووه مامان بگذار بروم

There must be some mistake

I didn't mean to let them

Take away my soul.

Am I too old   is it too late?

لابد اشتباهی شده

نمی خواستم بگذارم

روحم را بگیرند

آیا خیلی پیر شده ام؟ آیا خیلی دیر شده؟

0ooooh ma 0oooh pa

Where has the feeling gone?

0oooh  ma 0oooh pa

Will I remember the songs?

The show must go on

اووه مامان  اووه بابا

احساسم کجا رفته؟

اووه مامان اووه بابا

آیا اواز را به یاد خواهم آورد؟

نمایش باید ادامه پیدا کند.



One of my turns

Day after day love turns grey

Like the skin of a dying man

Night after night  we pretend it's all right

But I have grown older and

You have grown colder and

Nothing is very much fun any more

روزی پس از روز دیگر   عشق خاکستری می شود

همچون پوست مردی در حال مرگ

شبی پس از شب دیگر وانمود می کنیم همه چیز عادی است

اما من پیر تر شده ام

و تو سرد تر شده ای

و دیگر هیچ چیز خوشی چندانی ندارد

And I can feel one of my turns coming on

I feel cold as a razor blade

Tight as a tourniquet

Dry as a funeral drum

و من می توانم حس کنم که یکی از نوبت هایم می رسد

سرد شده ام مثل لبه ی تیغ

سخت  مثل شریان بند

خشک  مثل طبل تشییع جنازه

Run to the bedroom

In the suitcase on the left

You'll find my favorite axe

Don't look so frightened

This is just a passing phase

One of my bad days

بدو به اتاق خواب

در چمدان سمت چپ

تبر محبوبم را پیدا می کنی

وحشت نکن

این فقط یک حالت گذراست

یکی از روزهای بد من است

Would you like to watch T.V

Or get between the sheets?

Or contemplate the silent freeway?

Would you like something to eat?

Would you like to learn to fly?

دوست  داری تلویزیون  ببینی؟

یا لای ملافه ها بروی؟

یا به بزرگراه خلوت فکر کنی؟

دوست داری چیزی بخوری؟

دوست داری پرواز یاد بگیری؟

Would you like to see me try?

Would you like to call the cops?

Do you think it's time I stopped?

Why are you running away?

دوست داری تلاش مرا ببینی؟

دوست داری پلیس را صدا بزنی؟

فکر می کنی وقتش رسیده که بس کنم؟

چرا فرار می کنی؟

 


hey you,out there in the cold

getting lonely,getting old

can you feel me?

اهای تو که ان بیرون توی سرما ایستاده ای

تو که داری پیر و تنها میشوی

می توانی مرا حس کنی؟

hey you,standing in the aisles

with itchy feet and fading smiles

can you feel me?

اهای تو که در راهرو ایستاده ای

با پاهایی که میخارند و لبخندی که محو می شود

میتوانی مرا حس کنی؟

hey you, dont help them to bury the light

dont give in without a fight.

اهای تو کمکشان نکن که روشنایی را دفن کنند

بدون جنگیدن تسلیم نشو

hey you,out there on your own

sitting naked by the phone

would you touch me?

اهای تو ان بیرون تنها

لخت نشسته کنار تلفن

مرا لمس میکنی؟

hey you, with you ear against the wall

waiting for someone to call out

would you touch  me?

اهای تو  با گوشت که به دیوار چسبیده

در انتظار کسی که صدا بزند

مرا لمس می کنی؟

hey you ,would you help me to carry the stone?
open your heart,I'm coming home

اهای تو  کمکم می کنی که سنگ را ببرم؟
قلبت را بگشا   دارم به خانه می ایم.

but it was only a fantasy.

the wall was too high,

as you can see.

اما این فقط یک خیال بود

همان طور که می بینید

دیوار خیلی بلند بود

no matter how he tried

he could not break free

and the worms ate into his brain.

هر چقدر تلاش می کرد

رها نمی شد

و کرم ها مغزش را می خوردند

hey you,standing in the road

always doing what you 're told,

can you help me

اهای تو که در جاده ایستاده ای

همیشه هر کاری که بگویند میکنی

می توانی کمکم کنی؟

hey you , out there beyond the wall

breaking bottles in the hall

can you help me?

اهای تو که پشت دیواری

بطری ها را در تالار می شکنی

می توانی کمکم کنی؟

hey you ,don't tell me there is no hope at all

together we stand , divided we fallآ

اهای  تو  نگو که امیدی نیست

با هم می ایستیم    با هم می افتیم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:25 توسط شهاب |


(Chop Suey)

Up, Grab a brush and put a little make up , Wake
برخيز، برس را بردار و قدري خودت را بياراي
‎‏‎The Scars to fude away the shakeup Hide
تا وحشت و اوضاع بهم ريخته ا‌ت را بپوشاني
Why,d you leave the Keys Upon the table?
چرا كليدها را روي ميز جا گذاشتي؟
Here you go Create another fable
You Wanted to, Grab a brush and put a little Makeup,
مي‌خواستي وحشت و اوضاع بهم ريخته‌ات را بپوشاني
***
you Wanted to,
مي‌خواستي
Why,d you leave the Keys Upon the table, you wanted to.
چرا كليدها را روي جا گذاشتي مي‌خواستي.
***
I don’ t think you trust , in, my, self righteonu suicide,
فكر نمي‌كنم باور كني، خودكشي مصلحت انديشانه‌ام را
I, cry, When angels deserve die, Die.
من مي‌گويم وقتي كه فرشتگان مستحق مرگند
***
Father” Father, Father, Father
پدر آسماني، پدر آسماني ، پدر آسماني، پدر آسماني
Father/ into your hands/ I/ commend my spirit,
پدر، روحم را به دستان تو سپردم
Father, into yout hands.
به دستان تو، پدر
Why have you farsaken me,
پس چرا رهايم كردي
In your eyes forsahen me,
در ديدگانت رهايم كردي
In your thoughts forsaken me
در انديشه‌ات رهايم كردي
In your heart forsaken me oh
در قلبت رهايم كرديم آه.
Trust in my self righteons suicide
خودكشي مصلحت انديشانه‌ام را باور كن
I, cry, When angels deserve to die.
وقتي فرشته‌ها هم مستحق مرگ باشند اشك مي‌ريزم

+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 21:20 توسط شهاب |


در اینکه آلبوم بلک متالیکا نقطه ی اوج گروه متالیکا در میان مردم بود هیچ شک و شبه ای نیست. پس از آلبوم و عدالت برای همه، گروه متالیکا با افت کیفیت موسیقی خود که در آلبوم های بعدی گروه واضح و آشکارتر است توانست طرفداران بیشتری را برای خود جمع کند به طوریکه در همان سال اول آلبوم بلک چیزی نزدیک به ده میلیون کپی رسمی فروش داشت و این خود یک تامین بسیار قوی و مطمئن برای هر هنرمند است که البته گروه متالیکا استحقاق آنرا نیز داشت. بگذارید همین جا این بحث را تمام کنیم  و به سراغ ترانه ی دوست بیچارگی من یا به عبارت اصلی آن my friend of misery برویم و ترجمه ی آنرا با روایتی از سید حبیب گوهری راد با شما قسمت کنیم. پس از مدتنچندان زیادی باز به کوچه های سبز ترانه های جیمز هتفیلد برگشتیم:

You just stood there screaming
Fearing no one was listening to you
They say the empty can rattles the most
The sound of your voice must sooth you
Hearing only what you want to hear
And knowing only what you've heard
You... you're smothered in tragedy
You're out to save the world

Misery...
You insist that the weight of the world
Should be on your shoulders
Misery...
There's much more to life that what you see
My friend of misery...

You still stood there screaming
No one caring about these words you tell
My friend be for your voice is gone
One man's fun is another's hell
These times are sent to try men's souls
But something's wrong with all you see
You... you'll take it on all yourself
Remember, misery loves company

Misery...
You insist that the weight of the world
Should be on your shoulders
Misery...
There's much more to life that what you see
My friend of misery...

You just stood there screaming
My friend of misery...


آنجا ایستاده بودی و فریاد می زدی
می ترسیدی که هیچ کس صدایت را نشنود
می گویند قوطی خالی بیشترین صدا را دارد،
پس صدای خودت باید آرامت کند
تو فقط آنچه را که می خواهی بشنوی، می شنوی
و آنچه را که شنیده ای، می دانی
تو سر تا پا در مصیبت فرو رفته ای
و قادر به نجات جهان نیستی

بیچارگی...
تو اصرار داری که سنگینی مشکلات دنیا را به دوش بکشی
بیچارگی...
در زندگی چیزهایی بیشتر از آنچه می بینی وجود دارد،
دوست بیچارگی من...

هنوز آنجا ایستاده ای و فریاد می زنی
هیچکس برای آنچه می گویی ارزش قایل نیست
دوست من قبل از اینکه تو به صدایی دبیایی
شادی انسانی، جهنم و رنج انسانی دیگر بوده است
این لحظات برای آزمودن روح آدمیان فرستاده شده اند
ولی به همه آنچه می بینی باز هم چیزی نادرست است
و تو... تو همه را به تنهایی به دوش می کشی و بیاد داشته باش
بیچارگی، عاشق یکدیگر بودن است
به یادش داشته باش بیچارگی کارخانه ی عشق را

بیچارگی...
تو اصرار داری که سنگینی مشکلات دنیا را به دوش بکشی
بیچارگی...
در زندگی چیزهایی بیشتر از آنچه می بینی وجود دارد،
دوست بیچارگی من...

تو تنها آنجا ایستاده بودی و فریاد می زدی
دوست و همدم بیچارگی من...
 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:55 توسط شهاب |


گروه آیرون میدن که اط گروه های اولیه سبک هوی متال است و درچند ماه گذشته آلبوم جدید خود را وارد بازار کرد، خود را به عنوان یکی از قوی ترین و پر طرفدارترین گروههای این سبک معرفی نموده است که در طول سالهای کار خود این ادعا را ثابت کرده است. در این مطلب یکی از کارهای قدیمی گروه را بررسی می کنیم ترانه ای با نام "برق تیغ". ترانه ای که در آلبوم برده قدرت Power slave که در سال 1984 وارد بازار شد، آمده است. بشینیم پای این ترانه و ترجمه ی آن:

As a boy chasing Dragons
With your wooden sword so mighty,
Your're St.George or you're David
And you always kill the beast.
Time change very quickly
And you had to grow up early,
And house in smoking ruins
And the bodies at your feet

You'll die as you lived
In a flash of blade
In a corner forgotten by no one
You lived for the touch
For the feel of steel
One man and his Honour.

The smell of resined leather
The steely Iron mask,
As you cut and thrust and parried
At the fencing master's call.
He taught you all he ever knew
To fear no mortal man
And now you'll wreak your vengeance
In the screams of evil men.

وقتی که پسر جوانی بودی با شمشیر چوبی ات
با شکوه تمام، اژدها را تعقیب می کردی.
تو "سنت جرج" یا "دیوید" بودی
و همیشه آن جانور را می کشتی.
زمان خیلی سریع می گذرد
و تو می بایست هرچه زود تر بزرگ می شدی،
خانه ای در خرابه های سوخته
و بدن ها به زیر پای تو افتاده.

همانگونه که زیستی خواهی مرد
در برق تیر
در گوشه ای که هیچکس فراموش نکرده است.
تو برای آن احساس، زندگی کردی
احساس ناشی از لمس فولاد،
یک مرد و شرف او.

بوی چرم صمغ مالیده،
نقاب آهنین به سختی پولاد،
در حالیکه به فرمان استاد شمشیر بازی
می شکافی، هجوم می بری و جاخالی می دهی.
او هر آنچه می دانست تا کنون به تو آموخت
تا از هیچ مرد فانی نترسی،
و اکنون با ضجه های مردان پلید
انتقام خود را می گیری.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:48 توسط شهاب |


 ترانه ای که درد عشق را بیان می کند و فراموشی آن را. ترانه ای که تنهایی یک خاطره را فریاد می زند و از دیگران می خواهد که آن خاطره را به یاد بیآورند و با او هم صدا شوند و با او احساس کنند.  ترانه ی زیبای ویرا از آلبوم دیوار:

Does anybody here remember Vera Lynn
Remember how she said that
We would meet again
Some sunny day?
Vera!Vera!
What has become of you?
Dose anybody eles in here
Feel the wya I do?

آیا در اینجا کسی "ویرا لین" را به یاد می آورد؟
به یاد آر آن دختر کوچک چگونه گفت
دوباره همدیگر را می بینیم
در یک روز آفتابی؟
ویرا! ویرا!
چه بلایی به سرت آمده؟
آیا کس دیگری اینجا هست که مثل من حس کند؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:43 توسط شهاب |


black sabbath

war pigs (خوکهای جنگ)

generals gathered in their masses

just like witches at black masses

evil minds that plot destruction

sorcerers of death construction

in the fields the bodies burning

death and hatred to mankind

poisoning their brainwashed minds

politicians hide themselves away

they only started the war

why should they go out to fight

they leave that role to the poor

time will tell what's on their power minds

making war just for fun

treating people just like pawns in chess

wait' till their judgment day comes

now in darkness world stops turning

ashes where the bodies burning

no more war pigs got the power

hand of god has struck the hour

day of judgment god is calling

begging mercy for their sins

satan laughing spreads his wings

ژنرال ها در ستاد گرد هم اند

همچون جادوگران در آیین شیطانی شان

فکر های پلید طراح نابودی

سا حران بر پاگر تندیس مرگ

در میدان کارزار اجساد می سوزند

همچنان که ماشین جنگ به حرکتش ادامه می دهد

مرگ و نفرت از نوع بشر

مغزهای شستشو یا فته شان را مسموم کرده است

سیاستمداران خود را مخفی می کنند

آنها تنه آغازگر جنگ اند

چرا به جنگ بروند

آن کار را به مردمان نگو ن بخت واگذار می کنند

زمان هویدا می کند آنچه را که در افکار قدرت طلبشان بود

به راه انداختن جنگ تنها برای سرگرمی

بکار گرفتن انسانها همچون پیادگان شطرنج

به انتظار باش تا رسیدن روز جزایشان

اکنون جهان در تاریکی از حرکت باز می ایستد

آنجا که اجساد می سوختند جز خاکستر چیزی نمانده

خوکهای جنگ دیگر قدرتی ندارند

آن زمان که در صور میدمد اسرافیل

روز جزا پروردگار است که فرا می خواند

و خوکهای جنگ به زانو می خزند

طلب ترحم و بخشش می کنند برای گناها نشان

و شیطان هست که قهقه سر میدهد و بالهایش را می گشاید

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:40 توسط شهاب |


 

 متن شعر آهنگ "نابخشوده۲ " از آلبوم "ری لود"  که طرفدارای خیلی زیادی داره که خود من یکی از اونهام. آهنگ شعر و ویدئوی قوی از عوامل موفقیت این کارند . نکته ی جالب اینکه ستاره این ویدئو همان پسر یست که در نابخشوده ۱ هفت سال پیش بازی کرده بود.وقتی یکی از هواداران در باره معنی این آهنگ از هیتفیلد پرسید جواب داد:"هیچ کس را نبخشیدن و در تنهایی تمام شدن"  

Metallica - Re-load 

The Unforgiven II

 

Lay beside me, tell me what they've done

در کنار من دراز بکش و بگو آنها چه کرده اند
  Speak the words I wanna hear, to make my demons run
                                                   حرفهايی بزن که دوست دارم بشنوم تا شياطينم را فراری دهم
  The door is locked now, but it's open if you're true
                                       اکنون قفل بر در زده اند اما اگر صداقت داشته باشی برايت گشوده می شود
  If you can understand the me, than I can understand the you
                                                                    اگر می توانی بفهم مرا تا اينکه من بتوانم درک کنم تو را
  Lay beside me, under wicked sky
                                                            در کنار من دراز بکش در زير آسمان سحر انگيز     
  Through black of day, dark of night, we share this pair of lives
                                                          سياهی روز .تاريکی شب .ما در اين نقيصه شريکيم
  The door cracks open, but there's no sun shining through
                                                       در نيمه باز می شود. اما نور خورشيد از بين آن نمی تابد
  Black heart scarring darker still, but there's no sun shining through
                             قلبهای سياه هنوز بر تاريکيها جراحت وارد می کنند اما نور خورشيد از بين آن نمی تابد
  No, there's no sun shining through
                                                                        نه  نور خورشيد از بين آن نمی تابد
  No, there's no sun shining
                                                                                     نه  نور آفتابی نيست
  What I've felt, what I've known
                                                                    من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟
  Turn the pages, turn the stone
                                                          صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد
  Behind the door, should I open it for you
                                                                       آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟
  What I've felt, what I've known
                                                                     من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟
  Sick and tired, I stand alone
                                                                              بيمار و نحيف. تنها ايستاده ام
  Could you be there, 'cause I'm the one who waits for you
                                          آيا می توانی آنجا باشی؟ زيرا من تنها کسی هستم که در انتظار تو هستم
  Or are you unforgiven too?
                                                                            يا اينکه تو هم نابخشوده هستی؟
  Come lay beside me, this won't hurt I swear
                                          بيا در کنار من دراز بکش. قسم می خورم که به تو آسيبی نخواهم رساند
  She loves me not, she loves me still, but she'll never love again
                             او مرا دوست ندارد. او هنوز مرا دوست دارد. اما ديگر او هرگز دوست نخواهد داشت
  She lay beside me, but she'll be there when I'm gone
                                                او در کنار من دراز کشيد. اما هرگاه من بروم او آنجا خواهد بود
  Black heart scarring darker still, yes she'll be there when I'm gone
                         قلبهای سياه هنوز بر تاريکيها جراحت وارد می کنند. آری هرگاه من بروم او آنجا خواهد بود
  Yes, she'll be there when I'm gone
                                                                     آری هرگاه من بروم او آنجا خواهد بود
  Dead sure she'll be there
                                                                       مطمئن مطمئنم که او آنجا خواهد بود
  What I've felt, what I've known
                                                                     من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟
  Turn the pages, turn the stone
                                                           صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد
  Behind the door, should I open it for you
                                                                        آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟
  What I've felt, what I've known
                                                                     من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟
  Sick and tired, I stand alone
                                                                              بيمار و نحيف. تنها ايستاده ام
  Could you be there, 'cause I'm the one who waits for you
                                          آيا می توانی آنجا باشی؟ زيرا من تنها کسی هستم که در انتظار تو هستم
  Or are you unforgiven too?
                                                                            يا اينکه تو هم نابخشوده هستی؟
  Lay beside me, tell me what I've done
                                                               در کنار من دراز بکش و بگو من چه کرده ام؟
  The door is closed, so are your eyes
                                                                        در بسته است. چشمان تو هم بسته اند
  But now I see the sun, now I see the sun
                                                       ولی حالا من آفتاب را می بينم. حالا من آفتاب را می بينم
  Yes now I see it
                                                                                آری حالا من آن را می بينم
  What I've felt, what I've known
                                                                      من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟
  Turn the pages, turn the stone
                                                           صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد
  Behind the door, should I open it for you
                                                                        آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟
  What I've felt, what I've known
                                                                      من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟
  So sick and tired, I stand alone
                                                                              بيمار و نحيف. تنها ايستاده ام
  Could you be there, 'cause I'm the one who waits,
                                                    آيا می توانی آنجا باشی؟ زيرا من تنها کسی هستم که منتظرم
  The one who waits for you
                                                                       تنها کسی هستم که در انتظار تو هستم
  Oh what I've felt, what I've known
                                                                   آه من چه حس کرده ام؟ من چه فهميده ام؟
  Turn the pages, turn the stone
                                                           صفحات را ورق بزنيد. سنگ را به گردش در آوريد
  Behind the door, should I open it for you  (So I dub thee unforgiven)
                                                                        آن سوی در. آيا در را بر تو بگشايم؟
  Oh, what I've felt
                                                                                   آه من چه حس کرده ام؟
  Oh, what I've known
                                                                                       آه من چه فهميده ام؟
  I take this key (never free)
                                                                                    من کليد را بر می دارم
  And I bury it (never me) in you
                                                                                    و تو را مدفون می کنم
  Because you're unforgiven too
                                                                           برای اينکه تو هم نابخشوده هستی
  Never free
                                                                                             آزادی هرگز
  Never me
                                                                                          برای من هرگز
  'Cause you're unforgiven too
                                                                                زيرا تو هم نابخشوده هستی
  Oh
                                                                                                     آه

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:8 توسط شهاب |


***** JavaScript Codes *تتغ


Javascripts


*جستجوگر *ر سك *عپ ز New Page 2

Use Advanced Search

*msn JavaScript Codes *رنگ

Top Java Script in کدهای جاوا اسکریپت *ترك *همپ *رسك2 *تدم *****